خرید بک لینک
رابطء ما با مثنوی رابطهای است خشک و بی محتوا، رابطهای در سطح الفاظ و ادبيات، حال آنکه مثنوی پيامی بس عميق در خود نهفته دارد، پيامی که شرح رنج و اسارت آدمی و غربت او از موطن اصلی خويش است. پيام مثنوی هشداری است به انسانی که خود را در تار يکي هستی مجازی از الفاظ و صورتها پيچانده و عمر خود را در ترس و رنج و تضاد میگذراند. پيام مثنوی فريادی است برای بيداری و خروج از حصار نقشها، و برگشت به "بحر جان" به هستی فراسوی مجازها و پندارها، به "باغ سبز عشق"، آنجا که همه وجد و سرور است و نشانی از ترس و دلهرههای اين هستی مجازی نيست. کجاست اين بحر جان و اين باغ سبز عشق؟ میگويد در خودت، اما هرچه بيشتر به جستجويش بروی از آن دورتر میافتی. تو گوهری هستی در بطن دريای وحدت، و صدف پندار است که تو را از اين دريا جدا ساخته است. چـون گهـر در بحـر گويــد "بحـر کو؟" .. وآن خيـال چـون صـدف ديـوار او گفتـن آن "کو؟" حجابـش مي شــــود .. ابـــــر تــاب آفـتـابـــش می شــــود تو ببند آن چشم و خود تســـــــليم کن .. خويشتن بينی در آن شـــــهر کهن اولين و اساسي ترين قدم در طريق شناخت زندان “خود“ و رهايي از آن اين است كه به خودمان برگرديم و مسئله را به اعتبار اينكه هماكنون در خود ما ـ يعني در من و شما ـ وجود دارد نگاه كنيم؛ نه در يك انسان كلي. قدم اساسي ديگر، شناخ

برچسب: روانشناسی, نویسنده: دانیال طباطبایی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 14:15

جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني خطيبي بکري بلخي معروف به مولوي يا مولانای بلخی ( رومی اشتباه میباشد ) يکي از بزرگترين مشاهیر ایران و پدر عرفان جهان بشمار مي رود. خانواده وي از خاندانهاي محترم بلخ در خراسان بزرگ ایران بود و گويا نسبش به ابوبکر خليفه ميرسد و پدرش از سوي مادر دخترزاده سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه بود و به همين جهت به بهاءالدين ولد معروف شد. وي در سال 604 هجري در بلخ خراسان ولادت يافت. چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و سلطان محمد خوارزمشاه با اين سلسله لطفي نداشت، بهمين علت بهاءالدين در سال 609 هجري با خانواده خد خراسان را ترک کرد. از راه بغداد به مکه رفت و از آنجا در الجزيره ساکن شد و پس از نه سال اقامت در ملاطيه (ملطيه) سلطان علاءالدين کيقباد سلجوقي که عارف مشرب بود او را به پايتخت خود شهر قونيه دعوت کرد و اين خاندان در آنجا مقيم شد. هنگام هجرت از خراسان جلال الدين پنج ساله بود و پدرش در سال 628 هجري در قونيه رحلت کرد. مولانا روحیه عرفان ایرانی و اندیشه پاک را از عطار و شمس فرا گرفت و به زیباترین شکل ممکن آن را زنده نمود و جهان را از این باور سیراب کرد . پس از مرگ پدر مدتي در خدمت سيد برهان الدين ترمذي که از شاگردان پدرش بود و در سال 629 هجري به آن شهر آمده بود شاگردي کرد. سپس تا سال 645 هجري که شمس الدين صائب تبريزي رحلت کرد جزو مريدان و شاگردان او بود

برچسب: نویسنده: دانیال طباطبایی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 14:15

صفحه بندی